عبد المحمد آيتى
341
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
ابو سعيد « 1 » چون سلطان ابو سعيد از خراسان به سلطانيه نزول كرد چند روزى به اقامهء عزا و ترتيب ختم قرآن مشغول شد و روزها در ابواب البر و روضه و ايوان تمامت امرا و بزرگان و اصناف مردمان را آش داد . چون بهار فرا رسيد به اشارت و فرمان شهزاده كردوچين و ديگر اركان حضرت به تعيين طالع پرداختند و در سال 717 بر تخت سلطنت قرار گرفت [ 619 ] و من در اين تاريخ گفتهام : چو پادشاه جوانبخت پير تجربت است * خدا به دست تو داد اين جهان پيرنهاد چو سال هفتصد و هفده جلوس ميمون است * سنين سلطنت تو بهشتصد برساد چون به كار ملك پرداخت همهء احكام و فرمانهاى پدر به كار بست . نويان اعظم چوپان بيك را بقاعدهء قديم و فرمان پدر منصب امير الامرايى ارزانى داشت و ساتى بيك سلطان را به عقد ازدواج او درآورد . [ 620 ] و امراء بزرگ ، سونج نوئين و ايرنجين و حسين و ايسن قتلغ را كارگزارى داد و امراء ده هزاره و هزاره و صده و دهه را با سپاهى كه در اهتمام ايشان بود به مكانهاى معين شده روانه فرمود و يسور را همچنان مورد عنايت قرار داد . وظيفهء او و سپاهش را كه به علت وفات سلطان الجايتو قطع شده بود دوباره مقرر داشت و صاحب اعظم تاج الدين عليشاه را مرتبهء صاحبديوانى داد و همهء كارهاى مملكت را در نظر او كرد تا بىمشاركت كسى به ادارهء امور پردازد .
--> ( 1 ) - ابو سعيد بن الجايتو بن ارغون بن اباقا بن هلاكو بن تولوى بن چنگيز خان .